شبانه روز چگونه خود را می سازیم؟
سخنی بیدار کننده از عارف بیدار دل و شاهد ملکوت، علامه حسن زاده آملی، بشنوید
اگر دنیا همچون رحمی است که انسان در آن با علم و عمل و رفتار و نیات خود، خویشتن خود را پرورش می دهد و می سازد، و انسان خود زرع و زارع و مزروع خود است، ببینیم دم به دم خود را چگونه می سازیم چرا که هنگام مرگ از رحم دنیا و تولد در عالم دیگر، با حقیقت خویش که محصول خود ماست مواجه شده و میهمان سفره اعمال و نیات خویش خواهیم بود
ای دریده پوستین یوسفان *** گرگ برخیزی از این خواب گران
گشته گرگان یک به یک خوهای تو *** می درانند از غضب اعضای تو
ز آنچه می بافی همه روزه بپوش *** ز آنچه می کاری همه ساله بنوش
گر ز خاری خسته ای، خود کشته ای *** ور حریر و قز دری، خود رشته ای
چون ز دستت زخم بر مظلوم رست *** آن درختی گشت و زآن زقوم رست
این سخنهای چو مار و کژدمت *** مار و کژدم می شود گیرد دمت
حشر پر حرص خس مردار خوار *** صورت خوکی بود روز شمار
زانیان را گند اندام نهان *** خمر خواران را بود گند دهان
گند مخفی کان به دلها می رسید *** گشت اندر حشر محسوس و پدید
بیشه ای آمد وجود آدمی *** بر حذر شو زین وجود از آدمی
ظاهر و باطن اگر باشد یکی *** نیست کس را در نجات او شکی
در وجود ما هزاران گرگ و خوک *** صالح و ناصالح و خوب و خشوک
حکم، آن خو راست کان غالبتر است*** چونکه زر بیش از مس آمد آن زر است
سیرتی کاندر وجودت غالب است *** هم بر آن تصویر، حشرت واجب است
من محمد عاشق عرفان ایرانی اسلامی این وبلاگو برای آنهایی که در جستجوی خویشتن هستن تا ان شا الله بتوانم ذره ای در این مسیر به آنها کمک کنم. یا حق