به بند میکشانی ام ، رها تر از رها مرا
به خویش میرسانی ام ، جدا تر از جدا مرا
به یک اشاره میدوم  ، به یک نگاه میبری
به سوی دستهای تو ، تو هوش از سر مرا
تو غرق میکنی مرا ، در این خروش بی حساب
و دستگیر میشوی ، خودِ شکسته ی مرا
گسست عاشقانه ام ، به عشق یک نگاه توست
و وصل تکه پاره ها . . .  تو بند میزنی مرا
که این دل شکسته ام ، به جز تو اش پناه نیست
به جز تو کس نظر نکردِ این دل شکسته را