طوفان چشمان تو
طوفان چشمان تو
به نام بی نام او
چه آسان به یغما می رود
نگاه خسته ی تنهایی من
در بی کران طوفان چشمان تو
و چه آسان به پایان می رسد
مسیر جستجوی ابدی من
در جاودان لبخند بی انتهای تو
و من بارها در این اندیشه که
داستان مهربان دست پر محبتت را
برای کدامین درخت بازگو کنم
تا باور کند سبزی ایمانم را
اما هر بار که شانه های من
طعم تو را به خود می بالد
نگاه من،
پیش از آن که در سراب هیاهوی مجاز سرگردان شود؛
از عشق تو سیراب می گردد
که بی تو هیچم
و با تو همه چیز
...
اینک زمزمه ی ندای باد در گوشم :
«تمام ناتمام من با تو تمام می شود»
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم تیر ۱۳۸۹ ساعت 1:37 توسط محمد
|
من محمد عاشق عرفان ایرانی اسلامی این وبلاگو برای آنهایی که در جستجوی خویشتن هستن تا ان شا الله بتوانم ذره ای در این مسیر به آنها کمک کنم. یا حق